X
تبلیغات
در هوای دوست - زمزمه های عاشقانه با خدا

من در هوای دوست گذشتم ز جان خویش... دل از وطن بریدم و از خاندان خویش

دل به خدا بسپار...

«خدا یا! خودم را به تو می سپارم که

تنها تو محرم اسرار سر به مهر منی

خدا یا!خودم را به تو می سپارم که

جز تو نیست انیس و همدم و همراهم

تو را می طلبم و تنها

دل در گرو عشق و محبت بی مثال تو می بندم.

آری! با تمام وجود سوگند یاد می کنم:

قسم به ابرهای باران زایت!

سوگند به فرشتگان مقرب و بندگان مخلصت

که هر آنچه از تو به من می رسد و هر آنچه که به من مقدر می داری

مرا به سوی شادمانی و شعف و سرافرازی رهنمون می سازد!

پس چه جای غم و اندوه و حزن و ناسپاسی

از مصایب و شداید روزگار

چون تو با منی.

خدا یا! خودم را به تو می سپارم و نیک می دانم

که با دل سپردن به توست که رنج هایم مرتفع و غم اندوه هایم

فروکش می نماید.

با دل سپردن به توست که

عظمت وجود و مقام کبریایی خویش را از زیر شکنج

بیهودگی و حقارت به در آورده و آن را در انتظار تمامی آفریدگانت

به نمایش خواهم گذارد

با دل سپردن به توست که...»

+تاریخ شنبه سوم مهر 1389ساعت 14:25 نویسنده زهرا حامی |